der Baumwollkimono

Aussprache: /ˈbaʊ̯mvɔlkiˌmoːno/
Worttrennung: Baum·woll·ki·mo·no
اسم

کیمونوی نخی/پنبه‌ای

Bedeutungen

1

یک نوع لباس گشاد و راحت که از پارچه نخی یا پنبه‌ای ساخته شده و اغلب به عنوان لباس راحتی یا روپوش استفاده می‌شود.

  • Sie trug einen weichen Baumwollkimono nach dem Baden.او پس از حمام، یک کیمونوی نخی نرم پوشیده بود.
  • Der Baumwollkimono ist besonders atmungsaktiv und angenehm auf der Haut.کیمونوی پنبه‌ای به خصوص قابل تنفس و روی پوست راحت است.
  • Ich suche einen leichten Baumwollkimono für den Sommer.من دنبال یک کیمونوی نخی سبک برای تابستان هستم.