der Bauplatz

Aussprache: /ˈbaʊ̯plat͡s/
Worttrennung: Bau·platz
اسم

زمین ساختمانی، قطعه زمین برای ساخت‌وساز

Bedeutungen

1

قطعه زمینی که برای ساخت و ساز ساختمان یا سازه در نظر گرفته شده است.

  • Der Bauplatz für das neue Einkaufszentrum ist bereits vorbereitet.زمین ساختمانی برای مرکز خرید جدید از قبل آماده شده است.
  • Sie kauften einen Bauplatz in einer ruhigen Wohngegend.آنها یک قطعه زمین برای ساخت‌وساز در یک منطقه مسکونی آرام خریدند.
  • Der Zugang zum Bauplatz muss für Baufahrzeuge gewährleistet sein.دسترسی به زمین ساختمانی باید برای وسایل نقلیه ساختمانی تضمین شود.