die Bedrängnis

Aussprache: /bəˈdrɛŋnɪs/
Worttrennung: Be·dräng·nis
اسم

تنگنا، مضیقه، وضعیت دشوار

Bedeutungen

1

وضعیت بسیار دشوار، بحرانی یا اضطراری که فرد در آن تحت فشار شدید روحی، مالی یا فیزیکی قرار دارد.

  • In Zeiten wirtschaftlicher Bedrängnis ist es wichtig, sparsam zu leben.در دوران تنگناهای اقتصادی، مهم است که صرفه‌جویانه زندگی کنیم.
  • Er geriet in eine schwierige Bedrängnis, als er seine Arbeit verlor.وقتی شغلش را از دست داد، در مضیقه‌ای دشوار قرار گرفت.
  • Die Organisation hilft Menschen in akuter Bedrängnis.این سازمان به افرادی که در وضعیت اضطراری قرار دارند، کمک می‌کند.