die Beeinträchtigung

Aussprache: /bəˈaɪ̯ntʁɛçtɪɡʊŋ/
Worttrennung: Be·ein·träch·ti·gung
اسم

اختلال، آسیب، اخلال، خدشه، تأثیر منفی

Bedeutungen

1

ایجاد اختلال، آسیب، مانع یا تأثیر منفی بر روی چیزی یا کسی که باعث کاهش عملکرد، کیفیت یا وضعیت مطلوب آن می‌شود.

  • Die Baustelle verursachte eine erhebliche Beeinträchtigung des Verkehrs.کارگاه ساختمانی باعث اختلال قابل توجهی در ترافیک شد.
  • Lärm kann die Konzentration stark beeinträchtigen.سر و صدا می‌تواند تمرکز را به شدت مختل کند.
  • Eine gesundheitliche Beeinträchtigung kann die Arbeitsfähigkeit einschränken.یک آسیب سلامتی می‌تواند توانایی کار را محدود کند.