die Befängnis
زندان
Bedeutungen
1
مکان یا وضعیتی که در آن فرد به دلیل جرم یا اتهام بازداشت شده و زندانی میشود؛ زندان.
- Der Dieb wurde zu einer Haftstrafe im Befängnis verurteilt.سارق به تحمل حبس در زندان محکوم شد.
- Nach seiner Verhaftung kam er in das städtische Befängnis.پس از دستگیری، او را به زندان شهر منتقل کردند.
- Die Bedingungen im alten Befängnis waren sehr schlecht.شرایط در زندان قدیمی بسیار بد بود.