der Befangenheitsantrag

Aussprache: /bəˈfaŋənhaɪ̯t͡sˌʔantʁaːk/
Worttrennung: Be·fan·gen·heits·an·trag
اسم

درخواست رد صلاحیت قاضی، درخواست عدم‌النفع

Bedeutungen

1

درخواست رسمی از سوی یکی از طرفین یک دعوی حقوقی یا کیفری مبنی بر اینکه قاضی یا یکی از اعضای هیئت منصفه به دلیل احتمال جانبداری یا عدم بی‌طرفی، از رسیدگی به پرونده منع شود.

  • Wegen der engen Freundschaft des Richters mit dem Angeklagten wurde ein Befangenheitsantrag gestellt.به دلیل دوستی نزدیک قاضی با متهم، درخواست رد صلاحیت او مطرح شد.
  • Der Anwalt reichte einen Befangenheitsantrag ein, da der Staatsanwalt zuvor die Mandantin beleidigt hatte.وکیل مدافع، درخواست رد صلاحیت دادستان را ارائه کرد، زیرا دادستان قبلاً به موکل او توهین کرده بود.
  • Das Gericht muss jeden Befangenheitsantrag sorgfältig prüfen.دادگاه باید هر درخواست رد صلاحیت را با دقت بررسی کند.