die Befehlsgewalt

Aussprache: /bəˈfeːlsɡəˌvalt/
Wortzerlegung: Be·fehls·ge·walt
اسم

قدرت فرماندهی، اختیار فرماندهی، حق صدور دستور

Beispiele

  • Bisher hatten stets Russen oder Amerikaner die ''Befehlsgewalt'' auf der Station.تاکنون همیشه روس‌ها یا آمریکایی‌ها قدرت فرماندهی را در ایستگاه داشتند.
  • Die Bürde der ''Befehlsgewalt'' gebe ich gerne ab.بار مسئولیت فرماندهی را با کمال میل واگذار می‌کنم.
  • Die Szekler wurden von einem Militärpräfekten vor Ort regiert, der über alles, was sie taten oder vorhatten, ''Befehlsgewalt'' hatte.سکلرها توسط یک فرماندار نظامی محلی اداره می‌شدند که بر هر کاری که انجام می‌دادند یا قصد انجامش را داشتند، اختیار فرماندهی داشت.