der Befreiungsschlag

Aussprache: /bəˈfraɪ̯ʊŋsˌʃlaːk/
Worttrennung: Be·frei·ungs·schlag
اسم

ضربه رهایی‌بخش، اقدام نجات‌بخش

Bedeutungen

1

یک اقدام قاطع و موفقیت‌آمیز که وضعیت دشوار یا خطرناکی را به پایان می‌رساند و منجر به رهایی یا بهبود می‌شود.

  • Der Sieg im Pokalfinale war ein echter Befreiungsschlag für die Mannschaft.پیروزی در فینال جام حذفی، یک اقدام نجات‌بخش واقعی برای تیم بود.
  • Die neue Strategie erwies sich als Befreiungsschlag für das angeschlagene Unternehmen.استراتژی جدید به عنوان یک اقدام نجات‌بخش برای شرکت آسیب‌دیده ثابت شد.
  • Nach vielen Niederlagen war dieser Erfolg ein wichtiger Befreiungsschlag.پس از شکست‌های فراوان، این موفقیت یک ضربه رهایی‌بخش مهم بود.