begünstigen
مساعدت کردن، به نفع بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شرایط را برای چیزی مهیا کردن یا تسهیل کردن
- Das warme Wetter begünstigt das Wachstum der Pflanzen.هوای گرم رشد گیاهان را تسهیل میکند.
- Dunkelheit begünstigt Verbrechen.تاریکی زمینه را برای جرم مساعد میکند.
2
Akkusativ
تبعیض مثبت قائل شدن و کسی را بر دیگران ترجیح دادن
- Der Schiedsrichter hat die Heimmannschaft offensichtlich begünstigt.داور آشکارا به نفع تیم میزبان سوت زد (مساعدت کرد).
- Bei der Vergabe der Aufträge wurde niemand begünstigt.در واگذاری قراردادها به هیچکس امتیاز ویژهای داده نشد.