der Begrenzungszaun
حصار مرزی، حصار محدود کننده
Bedeutungen
1
حصاری که برای مشخص کردن مرز یک ملک یا محدود کردن دسترسی به یک منطقه استفاده میشود.
- Ein niedriger Begrenzungszaun markierte das Grundstück.یک حصار مرزی کوتاه، ملک را مشخص میکرد.
- Der Gärtner pflanzte Hecken als natürlichen Begrenzungszaun.باغبان درختچهها را به عنوان حصار مرزی طبیعی کاشت.
- Der Begrenzungszaun verhinderte, dass die Tiere das Feld verließen.حصار محدود کننده مانع از خروج حیوانات از مزرعه شد.