die Behändigkeit

Aussprache: /bəˈhɛndɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Be·hän·dig·keit
اسم

چابکی، مهارت، چالاکی

Bedeutungen

1

توانایی انجام کارها با سرعت، دقت و مهارت زیاد؛ چالاکی فیزیکی یا ذهنی.

  • Die Behändigkeit des Jongleurs war beeindruckend.چابکی شعبده‌باز چشمگیر بود.
  • Er zeigte große Behändigkeit beim Klettern.او چابکی زیادی در کوهنوردی نشان داد.
  • Die Behändigkeit ihrer Finger ermöglichte ihr, komplexe Muster zu stricken.مهارت انگشتانش به او اجازه داد تا طرح‌های پیچیده‌ای ببافد.