das Behördendeutsch

Aussprache: /bəˈhøːɐ̯dn̩ˌdɔʏtʃ/
Worttrennung: Be·hör·den·deutsch
اسم

زبان اداری، زبان بوروکراتیک

Bedeutungen

1

سبک زبانی رسمی، پیچیده و اغلب غیرقابل فهم که در مکاتبات و اسناد اداری و دولتی استفاده می‌شود؛ زبان بوروکراتیک.

  • Die Antragsformulare sind in kompliziertem Behördendeutsch verfasst.فرم‌های درخواست به زبان اداری پیچیده نوشته شده‌اند.
  • Um das Gesetz zu verstehen, musste er sich durch das Behördendeutsch kämpfen.برای درک قانون، او مجبور بود با زبان اداری دست و پنجه نرم کند.
  • Viele Bürger beschweren sich über das unverständliche Behördendeutsch.بسیاری از شهروندان از زبان اداری غیرقابل فهم شکایت دارند.