der Behandlungsplatz

Aussprache: /bəˈhandlʊŋsˌplat͡s/
Worttrennung: Be·hand·lungs·platz
اسم

محل درمان، جایگاه درمانی

Bedeutungen

1

مکانی که در آن درمان پزشکی یا درمانی انجام می‌شود، مانند تخت بیمارستان، صندلی دندانپزشکی یا محل استقرار تیم پزشکی در یک رویداد.

  • Der Behandlungsplatz im Krankenhaus war bereits belegt.محل درمان در بیمارستان از قبل اشغال شده بود.
  • Für Notfälle wurde ein mobiler Behandlungsplatz eingerichtet.یک محل درمانی سیار برای موارد اضطراری ایجاد شد.
  • Jeder Patient erhielt einen eigenen Behandlungsplatz mit moderner Ausstattung.هر بیمار یک جایگاه درمانی مخصوص به خود با تجهیزات مدرن دریافت کرد.