die Beifügung
صفت، ضمیمه
Bedeutungen
1
در دستور زبان، کلمهای که برای توصیف یا مشخص کردن اسم به کار میرود؛ صفت یا قید.
- Das Adjektiv ist eine wichtige Beifügung, um Nomen zu beschreiben.صفت یک ضمیمه مهم برای توصیف اسمها است.
- Die Beifügung von Adverbien kann die Bedeutung eines Satzes verändern.افزودن قیود میتواند معنای جمله را تغییر دهد.
- In diesem Satz dient 'schnell' als Beifügung zum Verb.در این جمله، 'سریع' به عنوان ضمیمه فعل عمل میکند.
2
چیزی که به صورت اضافی یا پیوست به چیز دیگری اضافه میشود؛ ضمیمه یا پیوست.
- Die Beifügung von Dokumenten ist für die Bewerbung erforderlich.پیوست کردن مدارک برای درخواست لازم است.
- Die E-Mail enthielt eine Beifügung mit den besprochenen Dateien.ایمیل حاوی یک ضمیمه با فایلهای مورد بحث بود.
- Als Beifügung zum Hauptgericht wurde ein kleiner Salat serviert.به عنوان ضمیمه غذای اصلی، یک سالاد کوچک سرو شد.