die Beifügung

Aussprache: /ˈbaɪ̯fyːɡʊŋ/
Worttrennung: Bei·fü·gung
اسم

صفت، ضمیمه

Bedeutungen

1

در دستور زبان، کلمه‌ای که برای توصیف یا مشخص کردن اسم به کار می‌رود؛ صفت یا قید.

  • Das Adjektiv ist eine wichtige Beifügung, um Nomen zu beschreiben.صفت یک ضمیمه مهم برای توصیف اسم‌ها است.
  • Die Beifügung von Adverbien kann die Bedeutung eines Satzes verändern.افزودن قیود می‌تواند معنای جمله را تغییر دهد.
  • In diesem Satz dient 'schnell' als Beifügung zum Verb.در این جمله، 'سریع' به عنوان ضمیمه فعل عمل می‌کند.
2

چیزی که به صورت اضافی یا پیوست به چیز دیگری اضافه می‌شود؛ ضمیمه یا پیوست.

  • Die Beifügung von Dokumenten ist für die Bewerbung erforderlich.پیوست کردن مدارک برای درخواست لازم است.
  • Die E-Mail enthielt eine Beifügung mit den besprochenen Dateien.ایمیل حاوی یک ضمیمه با فایل‌های مورد بحث بود.
  • Als Beifügung zum Hauptgericht wurde ein kleiner Salat serviert.به عنوان ضمیمه غذای اصلی، یک سالاد کوچک سرو شد.