اسم
سرنشین صندلی جلو، کمکراننده
جملات نمونه برای Beifahrer:
Der ''Beifahrer'' kam bei dem Unfall ums Leben.
کمکراننده در آن تصادف جان خود را از دست داد.
„Hinter einer Litfaßsäule parkte ein schwarzer Horch, dessen ''Beifahrer'' die beiden durch ein Fernglas betrachtete.“
«پشت یک ستون تبلیغاتی، یک خودروی هورش سیاه پارک شده بود که سرنشین صندلی جلوی آن، آن دو را از طریق یک دوربین دوچشمی نگاه میکرد.»