der Beiklang

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌklaŋ/
Worttrennung: Bei·klang
اسم

زیرصدا، مفهوم ضمنی، بار معنایی (اغلب منفی)

Bedeutungen

1

یک مفهوم یا احساس ضمنی که همراه با معنای اصلی یک کلمه، عبارت یا موقعیت وجود دارد و اغلب بار معنایی اضافی (مثبت یا منفی) را منتقل می‌کند.

  • Seine Worte hatten einen seltsamen Beiklang, der mich beunruhigte.کلمات او بار معنایی عجیبی داشت که مرا نگران می‌کرد.
  • Der Begriff 'Erfolg' hat oft den Beiklang von Reichtum.اصطلاح 'موفقیت' اغلب بار معنایی ثروت را دارد.
  • In dieser Aussage schwang ein deutlicher Beiklang von Kritik mit.در این اظهارات، مفهوم ضمنی روشنی از انتقاد وجود داشت.