der Beinahezusammenstoß
برخورد نزدیک، تصادف نزدیک
Bedeutungen
1
وضعیت یا حادثهای که در آن دو یا چند وسیله نقلیه یا شیء به قدری به هم نزدیک میشوند که خطر برخورد جدی وجود دارد، اما در نهایت از برخورد کامل جلوگیری میشود.
- Der Fahrer bremste stark, um einen Beinahezusammenstoß zu vermeiden.راننده برای جلوگیری از برخورد نزدیک، به شدت ترمز کرد.
- Ein Beinahezusammenstoß ereignete sich auf der Autobahn wegen überhöhter Geschwindigkeit.یک برخورد نزدیک در بزرگراه به دلیل سرعت زیاد رخ داد.
- Die Polizei untersucht den Beinahezusammenstoß zwischen dem LKW und dem PKW.پلیس در حال بررسی برخورد نزدیک بین کامیون و خودروی سواری است.