die Beliebigkeit

Aussprache: /bəˈliːbɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Be·lie·big·keit
اسم

دلبخواهی بودن، بی‌قاعدگی، تصادفی بودن

Bedeutungen

1

ویژگی چیزی که بر اساس انتخاب شخصی، بدون دلیل یا قاعده مشخص، یا به صورت تصادفی رخ می‌دهد.

  • Die Beliebigkeit der Regeln führte zu Verwirrung.دلبخواهی بودن قوانین منجر به سردرگمی شد.
  • Wir müssen die Beliebigkeit bei der Vergabe von Aufträgen vermeiden.ما باید از دلبخواهی بودن در واگذاری قراردادها اجتناب کنیم.
  • Die Auswahl der Farben erfolgte nach reiner Beliebigkeit.انتخاب رنگ‌ها صرفاً بر اساس دلبخواهی صورت گرفت.
2

عدم وجود نظم، ساختار یا هدف مشخص؛ بی‌قاعدگی یا تصادفی بودن.

  • Die Anordnung der Möbel wirkte zufällig und ohne Beliebigkeit.چیدمان مبلمان تصادفی و بدون نظم به نظر می‌رسید.
  • Die Beliebigkeit des Wetters macht die Reiseplanung schwierig.تصادفی بودن آب و هوا برنامه‌ریزی سفر را دشوار می‌کند.
  • Er reagierte auf die Situation mit einer gewissen Beliebigkeit.او با نوعی بی‌قاعدگی به وضعیت واکنش نشان داد.