die Beliebigkeit
دلبخواهی بودن، بیقاعدگی، تصادفی بودن
Bedeutungen
1
ویژگی چیزی که بر اساس انتخاب شخصی، بدون دلیل یا قاعده مشخص، یا به صورت تصادفی رخ میدهد.
- Die Beliebigkeit der Regeln führte zu Verwirrung.دلبخواهی بودن قوانین منجر به سردرگمی شد.
- Wir müssen die Beliebigkeit bei der Vergabe von Aufträgen vermeiden.ما باید از دلبخواهی بودن در واگذاری قراردادها اجتناب کنیم.
- Die Auswahl der Farben erfolgte nach reiner Beliebigkeit.انتخاب رنگها صرفاً بر اساس دلبخواهی صورت گرفت.
2
عدم وجود نظم، ساختار یا هدف مشخص؛ بیقاعدگی یا تصادفی بودن.
- Die Anordnung der Möbel wirkte zufällig und ohne Beliebigkeit.چیدمان مبلمان تصادفی و بدون نظم به نظر میرسید.
- Die Beliebigkeit des Wetters macht die Reiseplanung schwierig.تصادفی بودن آب و هوا برنامهریزی سفر را دشوار میکند.
- Er reagierte auf die Situation mit einer gewissen Beliebigkeit.او با نوعی بیقاعدگی به وضعیت واکنش نشان داد.