die Benutzeroberfläche
رابط کاربری
Bedeutungen
1
بخشی از یک سیستم کامپیوتری، دستگاه یا نرمافزار که کاربر با آن تعامل دارد؛ شامل صفحه نمایش، کیبورد، ماوس و غیره.
- Die neue Benutzeroberfläche ist sehr intuitiv gestaltet.رابط کاربری جدید بسیار بصری طراحی شده است.
- Ich muss mich erst an diese Benutzeroberfläche gewöhnen.من باید ابتدا به این رابط کاربری عادت کنم.
- Die Benutzeroberfläche des Smartphones ist benutzerfreundlich.رابط کاربری این گوشی هوشمند کاربرپسند است.