das Beobachtungsfeld

Aussprache: /bəˈoːbaxtʊŋsˌfɛlt/
Worttrennung: Be·ob·ach·tungs·feld
اسم

حوزه مشاهده، زمینه مورد بررسی، میدان دید

Bedeutungen

1

محدوده‌ای که می‌توان در آن چیزی را مشاهده یا بررسی کرد؛ همچنین به زمینه یا موضوعی که مورد توجه و مطالعه قرار می‌گیرد، اشاره دارد.

  • Das Teleskop erweiterte das Beobachtungsfeld des Astronomen erheblich.تلسکوپ حوزه مشاهده ستاره‌شناس را به طور قابل توجهی گسترش داد.
  • Die Studie konzentrierte sich auf ein neues Beobachtungsfeld in der Biologie.این مطالعه بر روی یک حوزه مشاهده جدید در زیست‌شناسی تمرکز کرد.
  • Im Beobachtungsfeld des Mikroskops erschien eine unbekannte Zelle.یک سلول ناشناخته در حوزه مشاهده میکروسکوپ ظاهر شد.