das Beobachtungsfeld
حوزه مشاهده، زمینه مورد بررسی، میدان دید
Bedeutungen
1
محدودهای که میتوان در آن چیزی را مشاهده یا بررسی کرد؛ همچنین به زمینه یا موضوعی که مورد توجه و مطالعه قرار میگیرد، اشاره دارد.
- Das Teleskop erweiterte das Beobachtungsfeld des Astronomen erheblich.تلسکوپ حوزه مشاهده ستارهشناس را به طور قابل توجهی گسترش داد.
- Die Studie konzentrierte sich auf ein neues Beobachtungsfeld in der Biologie.این مطالعه بر روی یک حوزه مشاهده جدید در زیستشناسی تمرکز کرد.
- Im Beobachtungsfeld des Mikroskops erschien eine unbekannte Zelle.یک سلول ناشناخته در حوزه مشاهده میکروسکوپ ظاهر شد.