die Beobachtungsliste
فهرست نظارت، لیست رصد، واچلیست
Bedeutungen
1
فهرستی از افراد، اشیاء یا موضوعاتی که تحت نظارت یا بررسی ویژه قرار دارند.
- Der Verdächtige steht auf der Beobachtungsliste der Polizei.مظنون در لیست نظارت پلیس قرار دارد.
- Die Aktie wurde auf die Beobachtungsliste gesetzt.این سهم در لیست رصد قرار گرفت.
- Die Organisation führt eine Beobachtungsliste gefährdeter Arten.این سازمان فهرستی از گونههای در معرض خطر را نگهداری میکند.