der Beobachtungsposten
پست دیدهبانی، پست نگهبانی، نقطه نظارت
Bedeutungen
1
مکانی که از آنجا وضعیت اطراف را زیر نظر میگیرند یا مراقبت میکنند؛ پست دیدهبانی یا نگهبانی.
- Die Soldaten richteten einen Beobachtungsposten auf dem Hügel ein.سربازان یک پست دیدهبانی بر روی تپه برپا کردند.
- Von diesem Beobachtungsposten aus hat man einen guten Überblick.از این پست دیدهبانی، منظره خوبی وجود دارد.
- Der Beobachtungsposten wurde heimlich errichtet.پست دیدهبانی مخفیانه برپا شد.