die Berüchtigung

Aussprache: /bəˈʁʏçtɪɡʊŋ/
Worttrennung: Be·rüch·ti·gung
اسم

بدنامی، بدگویی، شهرت منفی

Bedeutungen

1

شهرت منفی یا بدنامی که به دلیل اعمال یا رفتار نادرست فرد یا گروهی ایجاد می‌شود؛ همچنین به معنی بدگویی و انتشار شایعات منفی.

  • Die Berüchtigung des Unternehmens schadete seinem Ruf erheblich.بدنامی این شرکت به اعتبار آن آسیب جدی رساند.
  • Er versuchte, die Berüchtigung über seine Person zu stoppen.او سعی کرد بدگویی‌ها درباره خودش را متوقف کند.
  • Die ständige Berüchtigung durch die Presse machte ihr das Leben schwer.بدنامی مداوم توسط مطبوعات زندگی او را دشوار کرد.