die Berühmtheit

Aussprache: /bəˈʁyːmthaɪ̯t/
Worttrennung: Be·rühmt·heit
اسم

چهره سرشناس، شهرت، انسان مشهور

Bedeutungen

1

شخصی که به طور گسترده شناخته شده و مشهور است، به ویژه در یک زمینه خاص.

  • Der Schauspieler ist eine echte Berühmtheit in Hollywood.این بازیگر یک چهره سرشناس واقعی در هالیوود است.
  • Sie träumt davon, eines Tages selbst eine Berühmtheit zu werden.او آرزو دارد که روزی خودش به یک انسان مشهور تبدیل شود.
  • Die Berühmtheit gab Autogramme für ihre Fans.این چهره سرشناس برای طرفدارانش امضا می‌داد.
2

وضعیت یا کیفیت مشهور بودن؛ شهرت.

  • Die Berühmtheit brachte ihr viele Vorteile, aber auch Nachteile.شهرت مزایای زیادی برای او به همراه داشت، اما معایبی نیز داشت.
  • Er genießt die Berühmtheit, die sein Erfolg mit sich bringt.او از شهرتی که موفقیتش به همراه دارد لذت می‌برد.
  • Die ständige Beobachtung durch die Medien ist ein Preis der Berühmtheit.تحت نظر بودن مداوم توسط رسانه‌ها، بهایی از شهرت است.