das Berggras

Aussprache: /ˈbɛʁkˌɡʁas/
Worttrennung: Berg·gras
اسم

چمن کوهستان، علف کوهی

Bedeutungen

1

انواع علف‌ها و گیاهان چمنی که در مناطق کوهستانی و ارتفاعات می‌رویند.

  • Das Berggras auf der Alm war sehr saftig.چمن کوهستان در آلپ بسیار آبدار بود.
  • Die Schafe weideten auf dem Feld mit dem hohen Berggras.گوسفندان در مزرعه‌ای با چمن‌های بلند کوهستانی چرا می‌کردند.
  • Im Frühling bedeckt frisches Berggras die Hänge.در بهار، چمن تازه کوهستانی دامنه‌ها را می‌پوشاند.