der Bergstock
عصای کوهنوردی؛ قله کوه منفرد
Bedeutungen
1
عصای بلندی که کوهنوردان برای حفظ تعادل و کمک به بالا رفتن در مسیرهای کوهستانی از آن استفاده میکنند.
- Mit seinem Bergstock fand er sicheren Halt auf dem steilen Geröllfeld.او با عصای کوهنوردیاش در مسیر پر از شن و سنگ شیبدار، تعادل خود را حفظ کرد.
- Ein guter Bergstock ist für jede Hochgebirgstour unerlässlich.یک عصای کوهنوردی خوب برای هر سفر کوهستانی ضروری است.
- Sie stützte sich auf ihren Bergstock, um die letzte Anhöhe zu erklimmen.او برای رسیدن به آخرین بلندی، به عصای کوهنوردی خود تکیه داد.
2
قله یا صخرهای منفرد و برجسته در کوهستان.
- Der markante Bergstock ragte einsam über die Baumgrenze hinaus.آن قله منفرد و برجسته، به تنهایی از خط رویش درختان فراتر رفته بود.
- Von diesem Bergstock aus hat man eine atemberaubende Aussicht.از این قله منفرد، منظرهای نفسگیر دیده میشود.
- Der Bergstock war ein bekanntes Wahrzeichen in der Region.آن قله منفرد، نماد شناخته شدهای در منطقه بود.