der Besatz

Aussprache: /bəˈzat͡s/
Worttrennung: Be·satz
اسم

۱. (پوشاک) تزئینات، حاشیه، یراق؛ ۲. (شکار، کشاورزی) ذخیره، موجودی (حیوانات)

Bedeutungen

1

لایه یا نواری از پارچه، نخ یا مواد دیگر که برای تزئین، تقویت یا تکمیل لبه‌ها یا قسمت‌های لباس یا پارچه به کار می‌رود؛ مانند یقه، سرآستین یا حاشیه.

  • Der Rock hat einen schönen Spitzenbesatz.دامن تزئینات توری زیبایی دارد.
  • Der Kragen des Hemdes war mit einem feinen Besatz verziert.یقه پیراهن با یک تزئین ظریف آراسته شده بود.
  • Sie wählte Kleider mit dezentem Besatz.او لباس‌هایی با تزئینات ملایم را انتخاب کرد.
2

تعداد یا میزان حیوانات وحشی یا پرندگان در یک منطقه خاص که برای شکار یا اهداف حفاظتی مورد توجه قرار می‌گیرد؛ ذخیره یا موجودی حیات وحش.

  • Der Jäger informierte sich über den Besatz an Wildschweinen.شکارچی در مورد تعداد گرازهای وحشی اطلاعات کسب کرد.
  • Der Besatz von Fischen im See hat zugenommen.تعداد ماهی‌ها در دریاچه افزایش یافته است.
  • Die Forstbehörde überwacht den Besatz der Waldtiere.اداره جنگلداری تعداد حیوانات جنگل را زیر نظر دارد.