die Besäufnis

Aussprache: /bəˈzɔɪ̯fnɪs/
Worttrennung: Be·säuf·nis
اسم

می‌گساری، مستی

Bedeutungen

1

عمل نوشیدن مقادیر زیاد الکل که منجر به مستی شدید می‌شود؛ می ‌گساری.

  • Die Feier endete in einer wilden Besäufnis.جشن با یک می ‌گساری وحشیانه به پایان رسید.
  • Eine solche Besäufnis ist nicht gesund und kann gefährlich sein.چنین مستی شدیدی سالم نیست و می‌تواند خطرناک باشد.
  • Er bereute seine Besäufnis am nächsten Morgen.او صبح روز بعد از مستی خود پشیمان شد.