die Beschäftigung

Aussprache: /bəˈʃɛftɪɡʊŋ/
Worttrennung: Be·schäf·ti·gung
اسم

اشتغال، سرگرمی، فعالیت

Bedeutungen

1

وضعیت داشتن شغل یا کار؛ اشتغال.

  • Die Arbeitslosenquote ist gesunken, die Beschäftigung steigt.نرخ بیکاری کاهش یافته و اشتغال در حال افزایش است.
  • Er sucht eine neue Beschäftigung als Ingenieur.او به دنبال شغل جدیدی به عنوان مهندس است.
  • Die Schaffung von Arbeitsplätzen ist wichtig für die Beschäftigung.ایجاد شغل برای اشتغال مهم است.
2

فعالیتی که شخص برای گذراندن وقت یا سرگرمی انجام می‌دهد؛ مشغولیت.

  • Lesen ist meine liebste Beschäftigung am Wochenende.کتاب خواندن سرگرمی مورد علاقه من در آخر هفته است.
  • Die Kinder fanden eine neue Beschäftigung im Garten.بچه‌ها سرگرمی جدیدی در باغ پیدا کردند.
  • Er widmete sich der Beschäftigung mit alten Büchern.او خود را به سرگرمی مطالعه کتاب‌های قدیمی مشغول کرد.
3

فعالیت یا درگیر بودن در یک کار یا فرآیند.

  • Die Beschäftigung mit der Materie dauerte mehrere Stunden.درگیر شدن با موضوع چندین ساعت طول کشید.
  • Die ständige Beschäftigung mit dem Problem ermüdete ihn.مشغولیت مداوم به مسئله او را خسته کرد.
  • Die Beschäftigung mit der Forschung erforderte viel Geduld.درگیر شدن با تحقیق، صبر زیادی می‌طلبید.