die Beschälstation

Aussprache: /bəˈʃɛːlʃtaˌt͡sjoːn/
Worttrennung: Be·schälsta·ti·on
اسم

ایستگاه پرورش و جفت‌گیری اسب

Bedeutungen

1

مرکزی که در آن اسب‌های نر برای جفت‌گیری با مادیان‌ها نگهداری و پرورش داده می‌شوند.

  • Die Stute wird zur Zucht in eine Beschälstation gebracht.مادیان برای جفت‌گیری به ایستگاه پرورش اسب برده می‌شود.
  • Diese Beschälstation ist bekannt für ihre erfolgreichen Hengste.این ایستگاه پرورش اسب به خاطر نریان‌های موفقش مشهور است.
  • Die Pferde in der Beschälstation werden sorgfältig gepflegt.اسب‌ها در ایستگاه پرورش به دقت نگهداری می‌شوند.