der Beschlag
یراق، اتصالات فلزی، روکش فلزی
Bedeutungen
1
قطعات فلزی که برای تقویت، تزئین یا اتصال اجزاء مختلف به کار میروند، مانند یراق درهای چوبی، اتصالات فلزی کیف یا روکش فلزی ابزار.
- Der Tisch hat schöne Messingbeschläge.میز یراقهای برنجی زیبایی دارد.
- Der Schuster repariert den Schuh mit neuen Beschlägen.کفاش کفش را با یراقهای جدید تعمیر میکند.
- Die Tür war mit schweren Eisenbeschlägen verstärkt.در با اتصالات آهنی سنگین تقویت شده بود.
2
لایه نازکی از مواد جامد (مانند یخ یا شبنم) که روی سطحی در اثر میعان یا انجماد بخار آب تشکیل میشود.
- Am Morgen war ein leichter Beschlag auf den Fensterscheiben.صبح روی شیشههای پنجره یک لایه نازک (شبنم یا یخ) بود.
- Der kalte Atem verursachte einen Beschlag an der Brille.نفس سرد باعث بخار گرفتن عینک شد.
- Der Beschlag auf dem Gras zeigte, dass es Nachts gefroren hatte.یخزدگی روی چمن نشان میداد که شب یخ زده بود.