der Beschlag

Aussprache: /bəˈʃlaːk/
Worttrennung: Be·schlag
اسم

یراق، اتصالات فلزی، روکش فلزی

Bedeutungen

1

قطعات فلزی که برای تقویت، تزئین یا اتصال اجزاء مختلف به کار می‌روند، مانند یراق درهای چوبی، اتصالات فلزی کیف یا روکش فلزی ابزار.

  • Der Tisch hat schöne Messingbeschläge.میز یراق‌های برنجی زیبایی دارد.
  • Der Schuster repariert den Schuh mit neuen Beschlägen.کفاش کفش را با یراق‌های جدید تعمیر می‌کند.
  • Die Tür war mit schweren Eisenbeschlägen verstärkt.در با اتصالات آهنی سنگین تقویت شده بود.
2

لایه نازکی از مواد جامد (مانند یخ یا شبنم) که روی سطحی در اثر میعان یا انجماد بخار آب تشکیل می‌شود.

  • Am Morgen war ein leichter Beschlag auf den Fensterscheiben.صبح روی شیشه‌های پنجره یک لایه نازک (شبنم یا یخ) بود.
  • Der kalte Atem verursachte einen Beschlag an der Brille.نفس سرد باعث بخار گرفتن عینک شد.
  • Der Beschlag auf dem Gras zeigte, dass es Nachts gefroren hatte.یخ‌زدگی روی چمن نشان می‌داد که شب یخ زده بود.