die Beschwörung

Aussprache: /bəˈʃvøːʁʊŋ/
Worttrennung: Be·schwö·rung
اسم

التماس، استغاثه، ورد، جادو

Bedeutungen

1

درخواست یا خواهش شدید و مؤکد از کسی، اغلب در موقعیت‌های اضطراری.

  • Er tat alles auf dringende Beschwörung seiner Mutter.او به التماس فوری مادرش هر کاری را انجام داد.
  • Die Beschwörung des Richters, Mitleid zu zeigen, war vergebens.استغاثه از قاضی برای نشان دادن ترحم بی‌فایده بود.
  • Mit einer eindringlichen Beschwörung versuchte er, sie zum Bleiben zu bewegen.او با یک التماس نافذ سعی کرد او را به ماندن ترغیب کند.
2

عمل اجرای ورد یا جادو، فراخوانی ارواح یا نیروهای ماوراء طبیعی.

  • Die Hexe sprach eine mächtige Beschwörung, um den Geist zu rufen.جادوگر ورد قدرتمندی برای احضار روح خواند.
  • Die Beschwörung gelang, und der Dämon erschien.احضار موفقیت‌آمیز بود و دیو ظاهر شد.
  • In alten Texten finden sich Anleitungen zur Beschwörung von Schutzgeistern.در متون قدیمی دستورالعمل‌هایی برای احضار ارواح محافظ یافت می‌شود.