die Beschwerdeführerin

Aussprache: /bəˈʃvɛʁdəˌfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Be·schwer·de·füh·re·rin
اسم

شاکیه، دادخواه (زن)

Bedeutungen

1

شخصی (زن) که به طور رسمی علیه یک تصمیم، حکم یا اقدام اعتراض کرده و شکایت خود را به مقامات مربوطه ارائه می‌دهد؛ شاکیه.

  • Die Beschwerdeführerin wartet auf die Entscheidung des Gerichts.شاکیه منتظر تصمیم دادگاه است.
  • Als Beschwerdeführerin hat sie das Recht, gehört zu werden.به عنوان شاکیه، او حق دارد شنیده شود.
  • Die Anwältin vertritt die Beschwerdeführerin in diesem Fall.وکیل مدافع، شاکیه را در این پرونده نمایندگی می‌کند.