der Beschwichtigungsversuch
تلاش برای آرام کردن/تسکین دادن، تلاش برای دلجویی
Bedeutungen
1
تلاشی برای آرام کردن کسی که عصبانی، ناراحت یا مضطرب است.
- Ihr Beschwichtigungsversuch wurde von ihm ignoriert.تلاش او برای آرام کردنش توسط او نادیده گرفته شد.
- Der Lehrer machte einen Beschwichtigungsversuch, aber die Schüler waren zu wütend.معلم تلاشی برای دلجویی کرد، اما دانشآموزان بیش از حد عصبانی بودند.
- Trotz aller Beschwichtigungsversuche blieb die Situation angespannt.علیرغم تمام تلاشها برای آرام کردن اوضاع، وضعیت پرتنش باقی ماند.