die Bestandsaufnahme

Aussprache: /bəˈʃtant͡sʔaʊ̯fˌnaːmə/
Worttrennung: Be·stands·auf·nah·me
اسم

انبارگردانی، ارزیابی وضعیت موجود، صورت‌برداری

Bedeutungen

1

فرایند ثبت دقیق و شمارش موجودی کالاها، دارایی‌ها یا اقلام در یک انبار، فروشگاه یا سازمان در یک زمان مشخص.

  • Die jährliche Bestandsaufnahme im Lager dauert drei Tage.انبارگردانی سالانه در انبار سه روز طول می‌کشد.
  • Eine genaue Bestandsaufnahme ist für die Buchhaltung wichtig.یک صورت‌برداری دقیق برای حسابداری مهم است.
  • Wir müssen eine Bestandsaufnahme aller Möbel machen.ما باید از تمام اثاثیه صورت‌برداری کنیم.
2

ارزیابی جامع و دقیق وضعیت فعلی یک پروژه، موقعیت یا مسئله برای درک بهتر آن و برنامه‌ریزی اقدامات بعدی.

  • Vor dem Projektstart machten wir eine Bestandsaufnahme der Risiken.قبل از شروع پروژه، ارزیابی وضعیت موجود از خطرات را انجام دادیم.
  • Die Bestandsaufnahme der aktuellen Situation ergab viele Probleme.ارزیابی وضعیت فعلی مشکلات زیادی را نشان داد.
  • Eine Bestandsaufnahme der bisherigen Erfolge hilft bei der Zukunftsplanung.ارزیابی دستاوردهای تاکنون طی شده به برنامه‌ریزی آینده کمک می‌کند.