der Besucherpass
کارت بازدید، مجوز ورود
Beispiele
- Der Mann nickt, dann hält er fragend seinen ''Besucherpass'' hoch, den er vom Pförtner bekommen hat.مرد سر تکان میدهد، سپس با حالتی پرسشگرانه کارت بازدید خود را که از نگهبانی گرفته بود بالا میآورد.
کارت بازدید، مجوز ورود