die Betätigung
فعالیت، اشتغال، به کار انداختن
Bedeutungen
1
انجام دادن یک کار، فعالیت یا مشغول شدن به چیزی.
- Die Betätigung des Schalters löste den Mechanismus aus.به کار انداختن کلید، مکانیزم را فعال کرد.
- Er sucht eine sinnvolle Betätigung im Ruhestand.او در دوران بازنشستگی به دنبال یک فعالیت معنادار است.
- Die Betätigung des Motors war ungewöhnlich laut.روشن شدن موتور به طور غیرعادی پر سر و صدا بود.