die Betörtheit
شیفتگی، شیدایی، دلباختگی
Bedeutungen
1
حالت شیدایی، شیفتگی شدید یا دلباختگی عمیق نسبت به شخص یا چیزی.
- Seine Betörtheit von der neuen Idee war offensichtlich.شیفتگی او نسبت به ایده جدید آشکار بود.
- In der Jugend erlebt man oft eine Phase der Betörtheit.در جوانی اغلب دورهای از دلباختگی را تجربه میکنیم.
- Die Betörtheit des jungen Mannes für die Schauspielerin war grenzenlos.شیدایی مرد جوان نسبت به بازیگر زن بیحد و حصر بود.