das Beten
دعا کردن
Beispiele
- Für mich war das alles purer Unsinn, all das ''Beten'' und Klagen, aber die Jungs waren gläubig und wollten hin, und da es gut für die Moral war, ging ich mit.برای من همه اینها مزخرف محض بود، تمام «دعا کردن» و ناله کردن، اما پسرها مذهبی بودند و میخواستند بروند، و چون برای روحیه خوب بود، من هم با آنها رفتم.