der Betonmast
دکل بتنی، تیر بتنی
Beispiele
- Durch den Anprall des Lastwagens wurde der ''Betonmast'' umgerissen.بر اثر برخورد کامیون، دکل بتنی واژگون شد.
- Der Lenker des Kleinbusses war kurz vor 6.00 Uhr frontal gegen einen ''Betonmast'' eines Überkopf-Wegweisers geprallt.راننده مینیبوس کمی قبل از ساعت ۶ صبح به صورت شاخ به شاخ با یک دکل بتنی از تابلوی راهنمای بالای سر برخورد کرده بود.