der Betrüger
کلاهبردار، شیاد، فریبکار
Beispiele
- Er wurde als ''Betrüger'' entlarvt.او به عنوان یک کلاهبردار رسوا شد.
- Per E-Mail stellte ein ''Betrüger'' hohe Gewinne in Aussicht - lediglich eine kleine Anzahlung sei zu leisten.یک کلاهبردار از طریق ایمیل سودهای کلانی را نوید داد - و اینکه فقط باید پیشپرداخت کوچکی پرداخت شود.