die Betrunkenheit
مستی، مستی ناشی از الکل
Bedeutungen
1
وضعیت ناشی از مصرف بیش از حد الکل که با اختلال در قضاوت، تعادل و هماهنگی حرکات مشخص میشود.
- Die Betrunkenheit machte ihn unvorsichtig.مستی او را بیاحتیاط کرد.
- Die Polizei kontrollierte die Fahrer auf Anzeichen von Betrunkenheit.پلیس رانندگان را از نظر علائم مستی بررسی کرد.
- Er versuchte, seine Betrunkenheit zu verbergen, aber es gelang ihm nicht.او سعی کرد مستی خود را پنهان کند، اما موفق نشد.