die Bettlägerigkeit
بستری بودن، زمینگیری
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالت ناتوانی در ترک تختخواب به دلیل بیماری، ضعف شدید یا کهولت سن.
- Nach der Operation litt er monatelang unter Bettlägerigkeit.پس از عمل جراحی، او ماهها از بستری بودن رنج میبرد.
- Die Bettlägerigkeit des alten Mannes machte die Pflege sehr aufwendig.زمینگیر بودن پیرمرد، مراقبت از او را بسیار پرهزینه میکرد.
- Moderne Medizin versucht, die Dauer der Bettlägerigkeit zu minimieren.پزشکی مدرن تلاش میکند تا مدت زمان بستری بودن را به حداقل برساند.