der Bevollmächtigter
نماینده تامالاختیار، وکیل، مأمور
Bedeutungen
1
شخصی که از طرف دیگری (فرد یا سازمان) اختیار تام برای انجام امور یا نمایندگی قانونی دریافت کرده است.
- Der Anwalt wurde als bevollmächtigter Vertreter der Firma ernannt.وکیل به عنوان نماینده تامالاختیار شرکت منصوب شد.
- Er handelte als bevollmächtigter Vertreter seines kranken Vaters.او به عنوان نماینده تامالاختیار پدر بیمارش عمل کرد.
- Nur der bevollmächtigte Mitarbeiter darf diese Dokumente unterschreiben.فقط کارمند مجاز اجازه امضای این اسناد را دارد.