die Bewährung
دوره آزمایشی، تعلیق مجازات
Bedeutungen
1
دوره زمانی که طی آن فرد محکوم به حبس، تحت نظارت قرار میگیرد و در صورت عدم ارتکاب جرم جدید، از اجرای حکم معاف میشود (تعلیق مجازات).
- Er wurde zu zwei Jahren Haft auf Bewährung verurteilt.او به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد.
- Während der Bewährung darf er keine neuen Straftaten begehen.در طول دوره تعلیق، او نباید مرتکب جرم جدیدی شود.
- Die Bewährung wurde ihm wegen guter Führung gewährt.به دلیل رفتار خوب، دوره تعلیق مجازات به او اعطا شد.
2
دوره آزمایشی در شغل یا موقعیت جدید.
- Die ersten sechs Monate im neuen Job sind eine Bewährung.شش ماه اول در شغل جدید یک دوره آزمایشی است.
- Er muss seine Fähigkeiten während der Bewährung unter Beweis stellen.او باید تواناییهای خود را در طول دوره آزمایشی اثبات کند.
- Nach erfolgreicher Bewährung wird er fest angestellt.پس از دوره آزمایشی موفق، او رسماً استخدام خواهد شد.