die Bewährungsfrist

Aussprache: /bəˈvɛːʁʊŋsˌfʁɪst/
Worttrennung: Be·wäh·rungs·frist
اسم

دوره تعلیق مجازات

Bedeutungen

1

دوره‌ای که در آن اجرای مجازات (معمولاً زندان) به حالت تعلیق در می‌آید و محکوم تحت نظارت قرار می‌گیرد؛ در صورت عدم ارتکاب جرم جدید، مجازات اجرا نمی‌شود.

  • Er wurde zu einer Freiheitsstrafe auf Bewährung verurteilt, die Bewährungsfrist beträgt zwei Jahre.او به حبس تعلیقی محکوم شد، دوره تعلیق مجازات دو سال است.
  • Während der Bewährungsfrist muss er sich regelmäßig bei der Bewährungshilfe melden.در طول دوره تعلیق مجازات، او باید به طور منظم به مددکار اجتماعی خود مراجعه کند.
  • Wenn er die Auflagen erfüllt, endet die Bewährungsfrist ohne weitere Konsequenzen.اگر او شرایط را رعایت کند، دوره تعلیق مجازات بدون هیچ پیامد دیگری پایان می‌یابد.