die Beweisführung

Aussprache: /bəˈvaɪsˌfyːʁʊŋ/
Worttrennung: Be·weis·füh·rung
اسم

استدلال، اقامه دلیل، اثبات

Bedeutungen

1

فرآیند ارائه دلایل، شواهد و استدلال‌های منطقی برای اثبات یا رد یک ادعا، فرضیه یا واقعیت، به ویژه در زمینه‌های حقوقی، علمی یا فلسفی.

  • Die Beweisführung des Anwalts überzeugte die Jury.اقامه دلیل وکیل، هیئت منصفه را متقاعد کرد.
  • In der wissenschaftlichen Arbeit ist eine klare Beweisführung unerlässlich.در کار علمی، استدلال روشن ضروری است.
  • Die Beweisführung für seine Unschuld dauerte mehrere Stunden.ارائه دلیل برای بی‌گناهی او چندین ساعت طول کشید.