die Beweisführung
استدلال، اقامه دلیل، اثبات
Bedeutungen
1
فرآیند ارائه دلایل، شواهد و استدلالهای منطقی برای اثبات یا رد یک ادعا، فرضیه یا واقعیت، به ویژه در زمینههای حقوقی، علمی یا فلسفی.
- Die Beweisführung des Anwalts überzeugte die Jury.اقامه دلیل وکیل، هیئت منصفه را متقاعد کرد.
- In der wissenschaftlichen Arbeit ist eine klare Beweisführung unerlässlich.در کار علمی، استدلال روشن ضروری است.
- Die Beweisführung für seine Unschuld dauerte mehrere Stunden.ارائه دلیل برای بیگناهی او چندین ساعت طول کشید.