das Beweisstück

Aussprache: /bəˈvaɪ̯sˌʃtʏk/
Worttrennung: Be·weiss·tück
اسم

مدرک جرم، سند اثبات

Bedeutungen

1

یک شیء یا قطعه اطلاعات که به عنوان مدرک در یک پرونده حقوقی یا جنایی برای اثبات یا رد یک ادعا استفاده می‌شود.

  • Die Waffe wurde als Beweisstück sichergestellt.اسلحه به عنوان مدرک جرم توقیف شد.
  • Das Beweisstück war entscheidend für das Urteil.این مدرک برای صدور حکم حیاتی بود.
  • Die Staatsanwaltschaft präsentierte ein weiteres Beweisstück.دادستانی مدرک دیگری را ارائه کرد.