die Beziehungskrise

Aussprache: /bəˈtsiːʊŋsˌkʁiːzə/
Worttrennung: Be·zie·hungs·kri·se
اسم

بحران عاطفی، بحران رابطه

Bedeutungen

1

یک دوره زمانی دشوار و پرتنش در یک رابطه عاطفی یا زناشویی که با مشکلات جدی، اختلاف نظرها و احساس نارضایتی مشخص می‌شود.

  • Nach vielen Jahren Ehe stecken sie mitten in einer tiefen Beziehungskrise.آنها پس از سال‌ها زندگی مشترک، در میانه یک بحران عمیق رابطه‌ای هستند.
  • Eine offene Kommunikation kann helfen, eine Beziehungskrise zu überwinden.ارتباط باز می‌تواند به غلبه بر بحران رابطه کمک کند.
  • Die ständigen Streitereien führten zu einer ernsthaften Beziehungskrise.مشاجرات مداوم منجر به یک بحران جدی در رابطه شد.