das Bezirksamt

Aussprache: /bəˈtsɪʁksˌʔamt/
Worttrennung: Be·zirks·amt
اسم

اداره منطقه، فرمانداری منطقه

Bedeutungen

1

یک اداره دولتی محلی یا منطقه‌ای که مسئولیت‌های اداری، اجرایی و گاهی قضایی را در یک حوزه مشخص بر عهده دارد.

  • Für die Beantragung eines neuen Passes muss man zum Bezirksamt gehen.برای درخواست گذرنامه جدید باید به اداره منطقه مراجعه کرد.
  • Das Bezirksamt ist für die Genehmigung von Bauprojekten in der Region zuständig.اداره منطقه مسئول تأیید پروژه‌های ساختمانی در منطقه است.
  • Die Bürger beschwerten sich beim Bezirksamt über die schlechte Straßenbeleuchtung.شهروندان از روشنایی ضعیف خیابان‌ها در اداره منطقه شکایت کردند.